Tagged: دروغ

دوستی ایمیل کناری رو به همین شکل عکس دریافت کرده و برای من فوروارد کرده و پرسیده که به نظرش این جریان فیک (fake یا تقلبی) است و نظر من چیه.

نظر من که معلومه… می دونم که نظر شما هم معلومه ولی می خوام یک راهنمایی کوچیک بکنم که بتونین راحت همه اینها رو تشخیص بدین.

ذهن توانایی قوی ای داره توی دروغ گفتن به خودش و گول زدن خودش. اما یک روش هست که جلوی اینکار رو می گیره: تکرار شفاف فاکت ها. فاکت چیزی است که بهش اطمینان داریم… حینی که ذهن داره می گه شاید واقعا شما ۸۰۰۰۰۰ پوند برنده شده باشین و زندگیتون عوض شده باشه و غیره یک لحظه توقف کنین و واقعیت هایی که ازشون اطمینان دارین رو تکرار کنین. اینکار معمولا می تونه جلوی هر گول خوردنی رو بگیره. من این واقعیت ها رو می بینم:

من یک ایمیل دریافت کردم از یک فرستنده ناشناس که توش یک عکس اتچ شده که دوبار عکس لوگوی گوگل توش هست و توش نوشته که من به مناسبت پونزدهمین سال گوگل به شکل اتفاقی انتخاب شدم تا ۸۰۰ هزار پوند بگیرم و برای اینکار فقط کافیه که مشخصات فردی خودم رو برای فرستنده ایمیل که درست هم نمی دونم کی است ارسال کنم. راستی! من قبل از این عکس که به عنوان ایمیل برام فرستاده شده نه چیزی از پونزده سالگی گوگل و دادن چند میلیون پوند جایزه به اون دلیل شنیده بودم و نه توی هیچ مسابقه ای شرکت کرده بودم.

جواب من به دوستم یک خط بیشتر نبود و اونم با خنده مطمئن شد که تشخیص خودش درست بوده و این تقلبی است:

به اصل اول مقابله با دروغ های اینترنتی رجوع کن: محاله کسی در مسابقه ای که شرکت نکرده، برنده بشه.

اسمش رو هم بذارین اصل اول جادی (: درسته که این مسابقه نیست ولی گوگل اگر می خواست چند میلیون پوند جایزه بده، مطمئن باشین با سر و صدای خیلی بیشتری اینکار رو می کرد و اینجوری نبود که شما هیچ چیز نشنیده باشین و یکهو یک عکس براتون ایمیل بشه که با دو بار تکرار لوگوی گوگل (که البته یک علامت قفل هم بهش اضافه شده یعنی خیلی امنه!) یواشکی بگه شما برنده شدین و حالا باید مشخصات فردی و مشخصات حساب بانکی خودتون رو برای اونها بفرستین.

اما چرا؟

اگر ده سال پیش بود، بهتون می گفتن که سریع مشخصات بانک و پسورد اینترنتی اونو براشون بفرستین تا پول رو به حسابتون بریزن. الان همه می دونن که نباید پسورد اینترنتی بانک یا مشخصات کارت اعتباری رو به کسی بدن پس در قدم اول کسی از شما اینو نمی خواد تا مغزتون بتونه شما رو گول بزنه. وقتی مغز گولتون زد و یکسری مشخصات نیمه بی ضرر مثل آدرس و اسم و حساب بانکی و اینها رو بهشون دادین، می گن «اوه! ما اومدیم پول رو بریزیم ولی بانک گفت این حساب مشکوکه و باید پسوردش رو هم بدین، پس ممکنه پسورد اینترنتی تون رو هم لطف کنین؟» یا شاید هم اگر طمع کمتری داشته باشن بگن «اوه! ما اومدیم پول رو بریزیم ولی طبق مقررات گفتن که هزینه انتقال هشتصد هزار پوند انگلیس به حساب شما تقریبا چهار هزار دلار مالیات می خوره. ما این رو پیش بینی نکرده بودیم و براش بودجه نداریم پس خوشحال می شم اگر لطف کنین و این چهار هزار دلار رو به حساب ما بریزین تا ما سریعا یک ساعت بعدش هشتصد هزار تا رو منتقل کنیم. اگر امروز نتونین اینکار رو بکنین شاید فردا گوگل کلا با انتقال مخالف کنه».

و اگر فکر می کنین همین که چهار هزار تا رو ریختین اینها غیب می شن اشتباه می کنین! بعد از ریختن چهار هزار تا یکی دو روز ازشون خبری نمی شه و بعد می گن «اوه! حساب منتقل شده اما بلاک است چون شما برای انتقال از حساب دیگه ای استفاده کردین و اون چهار هزار تا هم بلاک شده. لطف کنین هشت هزار تای دیگه از همین حسابی که دریافت کننده پول است منتقل کنین تا ما بتونیم همه پول که الان در حساب شما است ولی بلاک شده رو آزاد کنیم»

و اگر فکر می کنین بعد از این هشت هزار تای دوم اینها غیب می شن بازهم اشتباه می کنین… این ماجرا تا لحظه که شما به امید برگردوندن پول اولیه و بعد به امید حداقل برگشت پول دوم و غیره و غیره در حال واریز پول هستین ادامه خواهد داشت… پس از همین اول، اصل اول جادی در کلاهبرداری‌های اینترنتی رو فراموش نکنین: محاله کسی در مسابقه ای که شرکت نکرده، برنده بشه.

نقطه اشتراک سوریه، ترکمنستان، کره شمالی و اریتره اینه که در گزارش امسال وضعیت آزادی بیان در جهان، از بین ۱۷۹ کشور کره زمین، تنها چهار کشوری هستن که از ایران پایین تر هستن. به عبارت دیگه چیزی که این چهار اسم رو به هم پیوند می ده اینه که تنها کشورهای جهان هستن که توشون آزادی بیان بیشتر از ایران تحت فشار است.

یک نفری از یک حکومت بسته رفته توی یک کشور آزاد و به هر دلیلی تصمیم گرفته عکس های نیمه لخت بگیره. خب؟ من باید مخالف باشم؟ من باید موافق باشم؟ من اصلا باید نظر داشته باشم؟ راستش وقتی گلشیفته ایران بود و اجبارا حجاب سرش می کرد من هیچ وقت فانتزی لخت دیدنش رو نداشتم که الان هیجان زده بشم. اینکه گلشیفته با من توی یک مرز قراردادی جغرافیایی متولد شده هم باعث نمی شه حس کنم بدن لختش یک چیز خیلی متفاوتی از بقیه بدن ها است. در ضمن اگر فقط بحث تولد در این محدوده قردادی جغرافیایی جریان رو هیجان انگیز می کنه خب نمونه های لخت تری هم هستن (مثلا آیلار دیانتی یا نیلوفر نشاط) که همینجا متولد شدن و کماکان برای من هیجان خاصی ندارن.

راستش اگر کسی اینقدر هیجان زده برهنگی یک نفر دیگه است تنها برداشت من علاقه شخصی‌اش به این جریانه. مثلا وقتی طرف رو با لباس می دیده فکرهایی بیشتر از فیلم و هنرپیشگی طرف داشته و حالا که می شنوه طرف به هر دلیلی که هست، برهنه شده هیجان غیرطبیعی نشون می ده (چه در موافقت چه در مخالفت). قبوله که یک بخش هم فضولی عمومی است ولی به نظرم علاقه شخصی خیلی مهمتره. موافق و مخالف هم فرق خاصی ندارن در این مورد به نظرم. مخالف ها هم اگر نگران تولد طرف در ایران هستن (چه ربطی؟!) باید مخالفت بیشتری داشته باشن با پورن استارهای ایرانی و بحث تجاوز در ایران و انواع بیماری های جنسی رایج. اگر کسی واقعا می خواد غیرت نشون بده یا بحث اخلاق رو مطرح کنه و رگ گردنش بزنه بیرون و اینها حق نداره جلوی تجاوز گروهی و وضعیت زندان ها و بازداشتگاه ها و انواع و اقسام انحراف‌های رایج های جنسی اینطرف و کشته شدن زن ها توی خیابون و … ساکت باشه بعد سر اینکه یک نفر آزادانه تصمیم گرفته لخت عکس بگیره اینقدر هیجان نشون بده.

خلاصه می کنم… یک آدمی یک جایی به یک دلیلی می خواسته عکس لخت بگیره. اگر برای من دیدنش هیجان داره می بینم اگر نداره نمی بینم. اینکه ذهن کسی دائما درگیر این موضوع باشه فقط برام نشوندهنده علاقه شخصی اش است و به نظرم بهتره دلایل فلسفی و تاریخی و دینی و غیره براش پیدا نکنه. یک نفر آدم رو تا حدی می شناختیم و حالا یک عکس نیمه برهنه ازش هست. ممکنه کشش داشته باشین ببینینش ممکنه کشش نداشته باشین. چیش مهم یا عجیبه؟


مصطفی محمدی توی کامنت ها گفته:

حتی با فرض محال اینکه ما پسرهای ایرانی به هیچ فیلم یا عکس پورنو ای دسترسی نداریم (!) به این فکر کن که چند نفر پیدا میشن که اون همه بازیگر سکسی هالیوودی رو ول کنن و بیان با یه بازیگر ایرانی فانتزی کنن؟ بعد به این فکر کن که چند نفر از اونها میان از بین بازیگر های ایرانی گلشیفته فراهانی رو انتخاب کنن. البته واژه “سکسی” برای هرکسی یک معنی ای داره ولی فکر می کنم، کم نباشند آدم هایی که قبول داشته باشن که گلشیفته فراهانی گرچه خوشگل‌ه ولی آنچنان “سکسی” نیست.

یک طرفدار گلشیفته توی کامنت ها گفته:

من نه طرفدارش بودم و نه هیچ وقت فانتزیش رو داشتم ولی وقتی این کار رو کرد-حالا به هر دلیلی- خبرش رو دنبال کردم و به اشتراک گذاشتم. برام خیلی جذاب بود و از این کارش خیلی خوشم اومد. نه به خاطر اینکه لخت شد. به خاطر اینکه تابوشکنی کرد. به خاطر اینکه از این افکار احمقانه و تند ایرانی ها نترسید و نشون داد که بدنش برای خودشه.

بیل گیتس رو همه می‌شناسیم. قبل از اینکه استیو جابز مد بشه، همه دوست داشتن بیل گیتس بشن و حتی راستش رو بخواین خود من هم در چهارده پونزده سالگی عاشق این بود که روزی بیل گیتس بشم.

بیل گیتس هم فنی بود هم بیزنس من حرفه‌ای (بر خلاف جابز که یک گیک فنی نبود). بیل گیتس از اول کامپیوتری بود و از فرصت‌ها بهترین استفاده رو کرد تا سیستم عاملش رو جهانی کنه. جالبه بدونیم که بیل گیتس و جابز همزمان جنگ سیستم عامل مایکروسافت و اپل رو شروع کردن و در مدت خیلی کوتاهی مایکروسافت کاملا اپل رو شکست داد و سلطان بلامنازع سیستم‌های عامل شد و اپل سال‌ها بعد تونست درصد کوچیکی از بازار رو مال خودش کنه.

اما اینها رو نگفتم که بحث فنی کرده باشم… ما باید به بیل گیتس احترام بذاریم به خاطر شجاعتش در مبارزه با مشکلات جهان و تعهدش برای برگردوندن بخشی از ثروت عظیمی که اندوخته برای بنیادهای انسان دوستانه. من طرفدار خیریه نیستم، من فکر نمی کنم اگر یک مولتی میلیاردر با یک شرکت مسلط بر کل جهان که کامپیوترها دو کشور رقیب آمریکا و چین رو بوت می‌کنه بخشی از پولش رو صرف فعالیت‌های بهداشتی در جهان کنه یعنی جهان جای خوبیه و من فکر نمی کنم اگر بیل گیتس آدم خوبیه یعنی سیستم عاملش چیز خوبیه. من اصلا معتقد نیستم دعوت بیل گیتس از میلیاردهای جهان که بیان و نیمی از ثروتشون رو صرف کارهای مفید برای جامعه بکنن (مشهور به پروژه ضمانت زندگی) تغییر بنیادی در سرمایه داری ایجاد می کنه و غیر و غیره اما به هرحال من عمیقا به هر کسی که در اوج قدرت (یا ثروت) جرات کنه از قدرت چشم بپوشه و بقیه زندگی اش رو به جای تلاش برای حفظ قدرت بیشتر یا زیاد کردن ثروت صرف خرج کردن اون قدرت و ثروت برای جامعه بکنه، احترام قائلم. این جریان هم هیچ محدود سیاسی / اجتماعی / اقتصادی برام نداره. از اینکه کسی حاضر می شه قدرت رو ببوسه بذار کنار و حرف حق رو بزنه و خونه نشین بشه برام احترام برانگیزه تا کسی مثل بیل گیتس که بنا به محاسبات از سال ۲۰۰۷ تا به حال بیشتر از ۲۸ میلیارد دلار از پولش رو صرف مبارزه و ریشه کنی مالاریا و فلج اطفال در جهان کرده و این یعنی مصرف کردن بیش از ۴۸٪ کل ثروتی که از جامعه گرفته به نفع خود جامعه.

شاید به سیستم عاملش ایرادهای فنی خیلی زیادی وارد باشه ولی این آدم برای من عمیقا قابل احترامه: یک گیک، یک مدیر عالی، یک بیزنس من، پایه گذار یکی از بهترین محیط های کار برنامه نویسی و یک انسان شریف.

منبع اصلی و اینفوگراف کامل

کلمه اول

شرکت عزیز «گروه حرفه ای های تکنولوژی ارتباطات»! من درک می کنم دوست دارین بیاین نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال و دوم بشین و محصول ملی درست کنین و بودجه بگیرین و چیزهای غیره.. ولی دیگه نیاین بگین اولین مسنجر ایرانی که ساختین با هر سه نسخه ویندوز ویستا، سون و ایکس پی سازگاره. ضایع است این حرفها حالا مسوولین نمایشگاه دستشون تو حساب نیست و مثلا چنین پوستری رو نصب می‌کنن:

ولی خب بعدا نمی تونین سرتون رو بین چهار تا برنامه‌نویس معقول ایرانی بلند کنین ها. حالا اون به کنار، این چه حرفیه که توی شب هفت دنیس ریچی گفتین؟! می‌خواستین تو خبر بیاد که بدون روحیه بسیجی این اتفاق نمی‌افتاد خب می‌چسبوندین به یک چیز دیگه که مثلا هنوز ماهی دو میلیون تومن حقوق نمی‌گیرین و این معجزه رو کردین یا دولت پشتیبانی فلان میلیونی نکرده از این پروژه ملی و غیره. ولی آخه گفتن اینکه در ساخت این برنامه از هیچ برنامه نرم‌افزاری خارجی استفاده نشده اونم وقتی که کفن ریچی بدبخت هنوز خشک نشده آخه چه کاریه؟ ((:

اگر اهل کامپیوتر باشین که منطقا باید چرخ رو دوباره اختراع نکنین و از اینجا کل جریان رو دانلود کرده باشین و حتی اگر هم به سبک غارنشینی خودتون یک سرور جمع و جور و یک کلاینت چت نوشته باشین (لازمه بگم که این تمرین دبیرستانی بوده؟) باید بگم که اول از همه از برنامه ایشون استفاده کردین:

که نه فقط دستش با کلینتون آمریکای جهانخوار حین دریافت جایزه برای اون برنامه‌ای که شما استفاده کردین یک جاست، که از قضا چند روز پیش هم به رحمت خدا رفته. برنامه‌ای که این آقا نوشته، باعث شده سیستم عاملی که شما ازش استفاده کردین رو بنویس (به قول خودتون هر سه نسخه) و بعدش هم یک زبون و محیط برنامه‌نویسی روی این سیستم عامل درست شده و در نهایت شما اونو – به احتمال زیاد دزدی – نصب کردین و برنامه کمپایل کردین باهاش. گفتم اگر نمی‌دونین بدونین (:

کلمه دوم

پول خوبه ولی تمیز بودن هم مهمه و در طولانی مدت خوب تر حتی از پول. ما همدیگه رو نمی‌شناسیم. حداقل من شما رو نمی‌شناسم. شدیدا خوشحال می شم که پوشش خبری جریان بد بوده باشه و ببینم که در مورد خبر یک توضیح درست می دین. در ضمن استفاده از نرم‌افزارهای بقیه اصلا بد نیست. کلا دنیا اینطوری پیش می ره. اگر کشوری بخواد علم رو از صفر اختراع کنه فقط داره خودش رو مسخره می‌کنه یا به بی‌سوادهایی که پول رو تقسیم می کنن دروغ می گه. به هرحال… زندگی کوتاهه برای با دروغ زندگی کردن. امیدوارم کل جریان سوء تفاهم یکسری رسانه بی‌سواد باشه و ببینم که توضیحات معقولی می دین و چقدر هم خوشحال می‌شم یک روزی بدونم پول کثیف توی شرکتتون نیست.

مملکته داریم واقعا؟ رییس دولت می گه اگر به دستگیری دوستانش به اتهامهای متنوع از جنگیری و فساد مالی و غیره ادامه بدن، مجبور می شه به قانون عمل کنه و مسایل رو هم با مردم در میون بذاره. مملکته داریم؟

خدمت دوستان عارضم که اون خانم مسنی که پوستش برای جوانان ایرانی که سی سال در این فرهنگ بزرگ شدن می تونست منحرف کننده باشه، رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا بود که البته خوشبختانه توطئه اش توسط فوتوشاپ احتمالا دزدی خنثی شد.

مرتبط: چند وقتی است یک خانم اروپایی بلوند اومده توی شرکت و اتاقش کنار سالن ما است. خیلی خنگه اگر نفهمه که هر بار از اتاق می یاد بیرون همه شروع می کنن به فارسی یک چیزهایی گفتن و خندیدن و … اولین باری که چیزی مشابه توی عربستان دیدم فکر نمی کردم اینجا هم (حداقل توی دفتر ما) توی مقیاس کوچیکتر اتفاق بیافته… ولی خب انگار می افته.

خبر گذاشتن بدون فهمیدنش، یک دردسر بزرگ توی خبرگزاری‌های جدید است. قدیم‌ها سیستم توزیع به شکل انحصاری در دست شرکت‌های بزرگ بود و در نتیجه هر کی می رفت اونجا هم منابع بهتری داشت هم شنونده‌های بهتر اما حالا کم کم مفهوم خبرگزاری در حال از بین رفته و کسانی هم که واقعا کار بلدن توی اکثر اونها کار نمی کنن. از جمله دوست لحظه‌های شادی مون، فارس نیوز مشهور به فالز نیوز که احتمالا اگر قرار باشه توی بازار آزاد رقابت کنه، کلا زنده نخواهد موند (:

بگذریم و سوتی جدیدشون رو ببینیم:

فرض کنید شما این خبر رو قبلا توی یک سایت طنز ندیده باشین و حتی به عنوان خبرنگاردیجیتال، weekly world news رو هم با شعار «قابل اتکاترین خبرگزاری جهان» نشناسین ولی آیا کماکان حتی اگر حتی توی منابع خیلی محتاط هم یک مطلب ببینین که از دو ماه دیگه، فیسبوک تعطیل می‌شه محاله اگر کوچکترین درکی از دنیای دیجیتال داشته باشین جرات کنین خبرش رو کار کنین چه برسه به نقل قول کردنش از منابع آگاه.

و البته از یک منظر دیگه: بیخود نیست وضعیت ما اینه با این منابع آگاه و این کارشناس هامون (:

آپدیت: فالزنیوز خبرش رو حذف کرده. یک کار مسخره و کاملا غیرحرفه ای دیگه در دنیای دیجیتال. اگر جایی به خودش می گه خبرگزاری و دنبال اعتبار است،‌ حتی وقتی کشف می کنه در موردی اشتباه کرده یا حتی اگر بهش ثابت بشه که بی سواده ، فقط باید زیر خبر بنویسه که به فلان دلیل اشتباهه یا با خط زدن یک بخش، اصلاحش کنه. حذف کردن خبر و تغییر دادنش در طول زمان و اینها فقط باعث بی آبرویی بیشتر می شه (:

عکس رو توی جردن گرفتیم… پله‌هایی که کنارشون یک سطح شیب‌دار هم ساخته شده. تا جایی که من می‌دونم این سطوح رو می‌سازن تا صندلی چرخدار بتونه از روشون رد بشه. یکبار توی دابلین (پایتخت ایرلند) بودم و کشف کردم که تمام پیاده‌روها یکسری برجستگی دارن. بعدا کشف کردم این‌ها به خاطر نابیناها است تا بتونن بفهمن چقدر با لبه پیاده رو فاصله دارن یا کجا می‌تونن به پیاده روی کناری بپیچن. همینطور همه چراغ‌های عابر، صداهای تیک تیک مختلفی داشتن تا بدون چشم هم بشه فهمید کی می‌شه از خیابان رد شد. همینطور همه جا سطوح شیب‌داری درست شده بود که بشه با صندلی چرخدار به پیاده رو رسید یا ازش خارج شد.

حالا جدی این رو اینجا برای معلولین ساختن؟ عمیقا امیدوارم اینطور نباشه و یک کاربرد دیگه داشته باشه وگرنه واقعا سمبل کردن است. حتی مسخره کردن. عرضش که کمه و شیبش… ما با دوستان مسابقه دادیم که تازه با دورخیز کی می تونه از این سنگ صیقلی بالا بره و برسه به بالاش… از سه نفر فقط دو تامون موفق شدیم!

هاها… خیال خجسته‌ای داریم ما. سه چهار روز پیش ایمیل زدم به تابناک که چرا مطالب نارنجی رو می دزدن و منبع ذکر نمی کنن. بازم خوب بود که جواب دادن ولی جوابشون باعث شد یک جورهایی عصبانی بشم. جوابشون چیزی بود در این رده که: ما از نارنجی بر نداشتیم و از یک جای دیگه برداشتیم.

خب من ناراحت بودم که این‌ها واقعا درک نمی کنن که دزدی فرقی نداره از کجا باشه و استدلال اینکه از شما ندزدیدیم و از یکی دیگه دزدیدیم به نظرشون استدلال معقولی است یا نه. مشخصه که به این یکی ایمیل جواب ندادن.

اما راستش امروز فهمیدم با چه آدم های بدون درک و عملا بی‌سوادی رو برو هستم. امروز تابناک خبر زده که :

بعله! یعنی اینها واقعا به عقلشون نمی رسه که یک زن هندی نمی تونه یکسری گیاه رو با هم قاطی کنه که بشه یک قطره اش رو چکوند توی قهوه زوجین و بعد اگر تعداد اسپرم های داخل بدن کم شد یک بوی خاصی رو متصاعد کنه که زن بفهمه! (: یعنی درک از زیست شناسی در حد سیب زمینی (: علاوه بر این به فرض هم که شده باشه، برای چی یک خبرگزاری باید درباره وسایل جاسوسی چرند و پرند بنویسه؟ اونهم با ي عربی (: خلاصه اینکه من بیخیال اینها شدم. حداقل چند سالی باید عقل انباشت کنن تا بتونن معنی دزدی مطلب و اینکه «از یکی دیگه دزدیدیم پس به شما ربطی نداره» رو بفهمن (:

راستی! اگر حوصله دارین یکبار دیگه اصل خبر رو بخونین تا ببینین اصولا از جمله بندی چیزی دستگیرتون می شه یا نه (: واقعا جمله بندی اش باید جایزه «چرندترین خبر سال» رو براش به ارمغان بیاره (: