روز ولنتاین، در بعضی کشورهای جهان روز ملی آگاهی از کاندوم هم اعلام شده و شهر نیویورک به مناسبت این روز اپلیکیشن «کاندوم یاب»ش که از طرف اداره بهداشت نوشته شده رو آپدیت کرده. تا قبل از این فقط کسانی که اندروید یا اپل داشتن می تونستن از این اپلیکیشن استفاده کنن اما حالا روی ویندوز و بلکبری هم میشه اونو نصب کرد. بنا به بیانیه مطبوعاتی:
این برنامه به کاربران اجازه خواهد داد تا از طریق سیستم GPS یا وارد کردن اطلاعات مکانی خود، محل نزدیکترین مرکز تهیه کاندوم و مسیر رسیدن به آن از طریق پیادهروی، وسایل نقلیه عمومی یا رانندگی را بیابند. همچنین برنامه میتواند بر اساس انواع روشهای پیشگیری، دنبال مراکز مختلف بگردد و اطلاعاتی هم در مورد روشهای صحیح استفاده در اختیار کاربر بگذارد. با داشتن این برنامه شهروندان نیویورک به بیش از هزار مرکز فروش دسترسی خواهند داشت و در هیچ شرایطی بهانه ای برای عدم پیشگیری از بیماریهای قابل انتقال از طریق رابطه جنسی (مانند ایدز) و بارداریهای ناخواسته نخواهند داشت.
جالب بود؟ دنبال NYC Condom در اپاستور اپل جستجو کنید یا آن را در اندروید مارکت ببینید. طبق نمودار زیر که اندرویدی های نیویورک به خوبی در روزهای گذشته از آن استقبال کردهاند (:

البته حداقل در تهران نیازی به چنین برنامهای نیست چون نه فقط از داروخانهها و سوپرمارکتها که حتی از بقالیها هم میشود کاندوم را تهیه کرد.

(توزیع رایگان کاندوم در ولز شمالی به مناسبت ولنتاین)
هی میگم جوون ها رو بذارین تاریخ بخونن و توی کتابهای تاریخ عکس چاپ کنین نمی کنین اینطوری می شه (:
دسته تک تیراندازهای پیشاهنگهای نیروی دریایی آمریکا که SS مخفف Scout Snipersشونه، رفتن برای خودشون پرچم درست کنین صاف از این فونت استفاده کردن:

و عکس کلی سر و صدا کرده به خاطر شباهت غیرقابل تصورش با پرچم SSهای آلمان نازی که علاوه بر هنرهای دیگه، مسوول اردوگاههای مرگ هم بودن:

نیروی دریایی توضیح داده که موضوع رو بررسی کرده و غیرعمدی بوده اما به همه تذکر داده شده و قرار شده دیگه این پرچم استفاده نشه ولی به هرحال سوتی خنده داری بوده که این روزها کلی جا دارن در موردش می نویسن (مثلا سی ان ان). اما راستش اینقدر ضایع شبیه هستن که من فکر می کنم یکی رفته اینترنت رو سرچ کرده و یک چیزی پیدا کرده و تحت عنوان طرح خودش قالب کرده (:
چند نفر از نمایندگان بلغارستان هم به دعوت یک وبلاگ و پس از همکاران لهستانیشان با ماسک ناشناس در جلسه مربوط به بررسی معاهده اکتا ظاهر شدند تا مخالفت خود را با این موضوع نشان داده باشند.
این نمایندگان گفتند که با کپی رایت مشکلی ندارند اما از آنجایی که اکتا چیزی خلاف آزادی بیان و روشی برای کنترل اینترنت و مانعی برای گردش آزاد اطلاعات در جامعه است، با آن مخالفند.
اکتا از کشورهای عضو میخواهد که اعمالی مانند دانلود غیرقانونی موسیقی و فیلم را جرم بشناسند. بر اساس این قانون این جرم باید چیزی در رده جعل یا تقلب باشد و به مجازاتهایی از جمله ضبط اموال منجر شود. این پیمان همچنین از کشورهای عضو میخواهد تا از آی.اس.پی. بخواهند که اطلاعات مربوط به ترافیک کاربران را ذخیره کنند.
۲۰۰ نفر دیگه دیروز توسط کسانی که پول و زور دستشونه و زیر هزار تا کلمه – که باید با سرکوب و سانسور در انحصار خودشون باشه – قایم می شن قتل عام شدن. قاتلها هنوز همونهان: کسانی که حاضرن بکشن و شکنجه کنن اما حاکم بمونن.
مردم سوریه اما رسیدن به سی سال پیش ما؛ جایی که حاضرن بمیرن. می دونم که روزی هم می رسن به ما.. مایی که دوست داریم زندگی کنیم.
بعضی از کاندومها پاره شدند، بعضیها سوراخ. اصلیترین گروه ضد ایدز آفریقای جنوبی اعلام کرده که این کاندومهای معیوب همه از کاندومهایی بودهاند که کنگره ملی آفریقا در صدمین سالگرد تولد حزب در آفریقای جنوبی توزیع کرده.
مقامات بهداشتی کشور گفتن که همه کاندومها رو جمعآوری میکنن ولی منتقدین میگن که به جای جمعآوری که زمان میبره و معلوم نیست چقدر موفق باشه باید در سطح گسترده اعلام بشه که مردم از کاندومهایی که از این کانالها گرفتن استفاده نکنن.

این سومین جمعآوری همگانی کاندومهای توزیع شده توسط دولت در آفریقای جنوبی در پنج سال گذشته است و این موضوع تردیدهای جدی درست کرده در مورد ۴۲۵ میلیون کاندومی که دولت هر ساله در کشور توزیع میکنه و از اون مهمتر سازمان استانداردی که به این ها مجوز پخش می ده.
در سال ۲۰۰۷ دولت دستور جمعآوری ۲۰ میلیون کاندوم مشکل دار که در کشور تولید و بعد توزیع شده بودند رو داده بود اما در نهایت از این تعداد فقط ۱۲ میلیون کاندوم جمعآوری شد. اینبار هم مشخص نیست چه درصدی از کاندوم ها قبل از جمع آوری استفاده شدهاند.
کاندومهای توزیع شده در آفریقای جنوبی معمولا از کشورهای دیگه مییان ولی در داخل کشور با برند CHOICE در بستههای آبی، قرمز، زرد و سبز توزیع میشن.
منبع اصلی
اگر از سرویسهای گوگل مثل سرچ، جیمیل، چت، یوتیوب، نقشهها، اسناد و غیره و غیره استفاده کنین (کسی هست که نکنه؟) حتما دیدین که چند روزه دائما در گوشه و کنار صفحه و حین ورود به سرویسها به شما گفته میشه که توافقنامه خلونت شخصی گوگل و کاربرانش (پرایوسی پالیسی) در حال تغییر است و اگر شما میخواین بعد از تاریخ اول مارس (یک ماه دیگه) به استفاده از سرویسهای گوگل ادامه بدین، باید این توافقنامه رو قبول کنین.
این توافقنامه چه فرقی با قبلیها داره
واقعیت اینه که تقریبا فرق خاصی نکرده. توافقنامههای کاربری رو همه دیدیم. اون OK یا Agree سریعی که موقع نصب میزنیم بدون اینکه متن رو بخونیم. اینها یکسری حق به شرکت سازنده نرمافزار میدن و یکسری حق رو از کاربر میگیرن (مثلا حق شکایت به خاطر ضرر ناشی از استفاده از نرمافزار). این توافقنامهها بعضی اوقات بسیار بیمعنی و مسخره و انحصار طلبانه هستن (مثلا توافقنامه اخیر اپل که میگه اگر کسی کتابی رو با فلان ابزار اپل بنویسه فقط حق داره اونو از طریق کانالهای اپل بفروشه) و گاهی اوقات بسیار طولانی و غیرقابل خوندن.
حالا گوگل اومده توافقنامه مربوط به حفظ حریم شخصی سرویسهای متنوعی که داره رو خلاصه و فشرده و یکسان کرده. یعنی شما یک توافقنامه با گوگل امضا میکنین که بهتون اجازه میده از تمام سرویسهای گوگل که حدود شصت تا هستن استفاده کنین. اگر قبلا لازم بود مثلا برای شروع استفاده از یوتیوب، بخش مربوط به پرایوسی یا حموم حریم شخصی خاص یوتیوب رو بخونین و قبول کنین، حالا کافیه یکبار توافقنامه خلاصه و جمع و جور گوگل رو بخونین و بعد اجازه داشته باشین از تمام سرویسهای گوگل استفاده کنین. این مهمترین تفاوت است.
تفاوت بعدی اینه که گوگل صریحا اشاره کرده که اجازه داره استفاده شما از سرویسهای مختلف رو نگاه کنه و بر اساس اونها براتون تبلیغ مرتبط توی ابزارهای دیگه نشون بده یا سعی کنه بر اساس کارهاتون نتایج جستجو رو بهتر کنه. مثلا اگر شما دائما توی یوتیوب ویدئوهای آنباکس اپل رو نگاه کنین احتمالا پس از جستجو به دنبال Apple نتیجه متفاوتی نسبت به کسی میگیرین که توی جیمیل دائما مشغول ایمیل زدن در مورد گیاهخواری و رژیمهای مبتنی بر میوه است. مشخصه که نگاه کردن زیاد آنباکس اپل توی یوتیوب، احتمال نمایش یک تبلیغ در مورد مغازه مخصوص زامبیها در ایمیل شما رو هم بالا میبره.
این نگاه کردن به رفتار شما و نشون دادن تبلیغ مبتنی بر اون، مفهوم جدیدی توی گوگل نیست، اما حالا گوگل به شکل رسمی اونو به معاهدهاش اضافه کرده و گفته که سرویسهای مختلفی که ارائه میده با همدیگه این اطلاعات رو به اشتراک هم میذارن.

وا حقوق بشرا؟ وا خلوت شخصیا؟
نه. این جریان مشکلی با حقوق بشر نداره. گوگل یک شرکت خصوصی است که سرویسهایی رو به رایگان به شما میده و در مقابل دادن این سرویسها به شما، شما رو به عنوان یک کالا به یکی دیگه میفروشه (فراموش که نکردین؟ اگر در یک شرکت شما برای دریافت چیزی پول پرداخت نمیکنین معنی اش اینه که شما مشتری نیستین، شما کالا هستین؛ کالایی که یکی دیگه در حال پرداخت پول به خاطر اونه). من شخصا ترجیح میدم یک ایمیل چند گیگابایتی داشته باشم با کلی ویدئوی یوتیوب و یک سرچ عالی و غیره و غیره و در مقابل قبول میکنم که یکسری تبلیغ بهم نشون داده بشه و این برام میصرفه. مشخصه که اگر این برای شما نمیصرفه، میتونین سوییچ کنین به یک سرویس دهنده دیگه ولی از حالا بهتون میگم که بقیهای که شفافیت گوگل رو ندارین رو ندارن که حداقل دقیقا بگن مشغول چه کاری با اطلاعات شما هستن، از نظر من کمتر قابل اعتمادن و اونهایی که اعتماد بیشتری از گوگل بهشون دارم (مثلا داک داک گو یا رایزآپ) سرویسهایی که میدن در سطح کیفیای نیست که من بتونم بهشون سوییچ کنم.
بحث اینجاست که ما حق نداریم توی یک بازی شرکت کنیم و بعد بگیم لطفا قوانینش رو طوری بنویسین که ما دوست داریم. ما نمی تونیم بخشی از نظام سرمایه داری باشیم اما درخواست کنیم که لطفا با ما مهربون باشه. یا باید برای درست کردنش دست به عمل و تلاش بزنیم یا غر غر نکنیم. در مورد جریان اخیر سوپا دیدیم که آدم ها شروع کردن به رفتن از سرویس دهنده بزرگی مثل گوددی و باعث شدن این قانون عقب بکشه. اگر همه می موندن و فقط می گفتن که سوپا خیلی بده، الان قانون تصویب شده بود. در مورد گوگل هم همینه. اگر من با سیستم مشکل دارم نباید انتظار داشته باشم گوگل بیاد باهاش بجنگه. ما باید این رو درک کنیم که درخواست از فیسبوک که گوگل اطلاعات خصوصی ما رو نخونه، مسخره است.
پس چی بده؟ بالاخره یک چیزی باید بد باشه
بله. سرمایه داری بده که من رو کالا کرده. من بدم که باهاش همکاری می کنم و غیره و غیره. این شرایط شرایط قشنگی نیست ولی متاسفانه مثل خیلی از چیزهای دیگه دنیا، غیرجذاب اما واقعی است. من هم دوست داشتم یک سیستم بزرگ با کیفیت و کامل بود که قول می داد کارهای من رو نگاه نکنه ولی فعلا که نیست و من بین زیرنظر گوگل کار کردن و سوییچ کردن به یک سیستم کمتر پایدار دیگه ، زیر نظر گوگل بودن رو انتخاب کردم و از این تغییر جدید هم خوشحالم چون حداقل گوگل داره صریح و روشن می گه که اطلاعات من رو برای چه کاری می خواد: تبلیغ دقیق تر و درآوردن پول بیشتر و در نتیجه پیدا کردن مشتری بیشتر و در نتیجه دادن سرویس های بیشتر و تبدیل کردن آدم های بیشتر به کالاهای قابل فروشش و ادامه دادن این چرخه تا ناکجاآباد. این وسط در سطح خرد به من یک سری سرویس خوب می رسه و به گوگل پول و به مشتری های گوگل امکان فروش تبلیغ دقیق تر. در سیستم کلان من می شم یک کالا برای یک شرکت بزرگ به اسم گوگل که می تونه علایق من رو به شرکت های دیگه بفروشه. جذاب نیست ولی من توی این بازی زندگی می کنم و روش به هم زدنش، کمتر مصرف کردنه، انقلابه، کشف شیوه های جدید ارتباطیه و نه غر زدن و خواستن از شرکت ها که باهام مهربون باشن.
نتیجه گیری
اگر در حال حاضر از سرویسهای گوگل استفاده می کنین، این تغییرات در زندگی عادی شما تاثیری نداره. همه چیز مثل قبل است اما کمی تمیزتر و خلاصهتر و صریحتر. قبولشون کنین و به زندگی ادامه بدین. اگر هم در حال حاضر از سرویسهای گوگل استفاده نمی کنین؛ خلاصه توافقنامه ای که برای استفاده از تمام سرویسهای گوگل باید امضا کنین اینه: ما چندین سرویس داریم که شما با امضای این قرارداد میتونین از همهاش استفاده کنین و ما هم در مقابل دادن این سرویسها به شما، از یکسری آدم تبلیغ میگیریم و اونها رو به آدمهای مرتبط نشون می دیم و در عین حال سعی میکنیم نتایج جستجومون رو دائما برای شما تنظیم و تنظیمتر کنیم تا شما راحتتر به چیزی که میخواین برسین و باعث بشه بیشتر و بیشتر از ما استفاده کنین.
منبع اصلی
این مطلب کامنت های خوبی داره. اگر علاقه به ادامه بحث دارین، حتما کامنت ها رو دنبال کنید
- January 31st, 2012
- Posted in روزنوشت
- Tagged اقتصاد, اپل, اینترنت, جهان, جهان بهتر, حقوق بشر, خبر, سرمایه داری, قانون, وب۲, گوگل
- 14 Comments

چپگراهای مجلس لهستان در اعتراض به تصویب قانون اکتا (ACTA) با ماسک کاغذی انانیموس / ناشناس در مجلس حاضر شدن.
منبع
نقطه اشتراک سوریه، ترکمنستان، کره شمالی و اریتره اینه که در گزارش امسال وضعیت آزادی بیان در جهان، از بین ۱۷۹ کشور کره زمین، تنها چهار کشوری هستن که از ایران پایین تر هستن. به عبارت دیگه چیزی که این چهار اسم رو به هم پیوند می ده اینه که تنها کشورهای جهان هستن که توشون آزادی بیان بیشتر از ایران تحت فشار است.


برای اولین بار طی چند دهه، فروش کاندوم در لهستان کاهش یافته. بین نوامبر ۲۰۱۰ تا اکتبر ۲۰۱۱، لهستانیها تقریبا ده درصد کاندوم کمتری از مدت زمان مشابه در سال قبل خریدهاند.
کارشناسان در این مورد به سه دسته تقسیم شدهاند. بعضیها بحثهای جمعیتشناختی را دلیل اصلی این امر میدانند، بعضیها کم شدن کمپینهای سلامت جنسی را و دسته آخر هم معتقد هستند که تغییر شکل رفتارهای جنسی، دلیل اصلی این امر است.
پروفسور ژبنژیو ایزبسکی جزو گروه اول است. او میگوید «جوانها یکی از مصرف کنندگان بزرگ کاندوم هستند و با توجه به کم شدن جمعیت جوان کشور، کم شدن میزان مصرف کاندوم غیرطبیعی نیست».
او همچنین اضافه میکند که کم شدن استفاده میتواند مربوط به توقف کمپینهای بزرگ ضد ایدز باشد که چند سالی است مانند گذشته به مردم هشدار نمیدهند که کاندوم بهترین راه جلوگیری از بیماری ایدز و مجموعه بزرگ دیگری از بیماریهای مقاربتی است.
محقق دیگری به نام پیوتر نواچکی با اشاره به اینکه فروش در کیوسکهای خودکار و داروخانه پایین آمده اما در سوپرمارکتها و داروخانهها بالا رفته میگوید که «مشتریها بیشتر و بیشتر به دنبال کاندومهای گرانقیمت هستند». یک تئوری کاملا متفاوت در مورد پایین آمدن فروش کاندوم را پروفسور زبنیو لوستاروسچ – سکسولوژیست – مطرح میکند. او میگوید «لهستانیها بیشتر و بیشتر در حال رفتن به سراغ شکلهای جدیدی از سکس هستند که بر خلاف شیوههای سنتی، نیازی به استفاده از کاندوم ندارند».
یک نفری از یک حکومت بسته رفته توی یک کشور آزاد و به هر دلیلی تصمیم گرفته عکس های نیمه لخت بگیره. خب؟ من باید مخالف باشم؟ من باید موافق باشم؟ من اصلا باید نظر داشته باشم؟ راستش وقتی گلشیفته ایران بود و اجبارا حجاب سرش می کرد من هیچ وقت فانتزی لخت دیدنش رو نداشتم که الان هیجان زده بشم. اینکه گلشیفته با من توی یک مرز قراردادی جغرافیایی متولد شده هم باعث نمی شه حس کنم بدن لختش یک چیز خیلی متفاوتی از بقیه بدن ها است. در ضمن اگر فقط بحث تولد در این محدوده قردادی جغرافیایی جریان رو هیجان انگیز می کنه خب نمونه های لخت تری هم هستن (مثلا آیلار دیانتی یا نیلوفر نشاط) که همینجا متولد شدن و کماکان برای من هیجان خاصی ندارن.
راستش اگر کسی اینقدر هیجان زده برهنگی یک نفر دیگه است تنها برداشت من علاقه شخصیاش به این جریانه. مثلا وقتی طرف رو با لباس می دیده فکرهایی بیشتر از فیلم و هنرپیشگی طرف داشته و حالا که می شنوه طرف به هر دلیلی که هست، برهنه شده هیجان غیرطبیعی نشون می ده (چه در موافقت چه در مخالفت). قبوله که یک بخش هم فضولی عمومی است ولی به نظرم علاقه شخصی خیلی مهمتره. موافق و مخالف هم فرق خاصی ندارن در این مورد به نظرم. مخالف ها هم اگر نگران تولد طرف در ایران هستن (چه ربطی؟!) باید مخالفت بیشتری داشته باشن با پورن استارهای ایرانی و بحث تجاوز در ایران و انواع بیماری های جنسی رایج. اگر کسی واقعا می خواد غیرت نشون بده یا بحث اخلاق رو مطرح کنه و رگ گردنش بزنه بیرون و اینها حق نداره جلوی تجاوز گروهی و وضعیت زندان ها و بازداشتگاه ها و انواع و اقسام انحرافهای رایج های جنسی اینطرف و کشته شدن زن ها توی خیابون و … ساکت باشه بعد سر اینکه یک نفر آزادانه تصمیم گرفته لخت عکس بگیره اینقدر هیجان نشون بده.
خلاصه می کنم… یک آدمی یک جایی به یک دلیلی می خواسته عکس لخت بگیره. اگر برای من دیدنش هیجان داره می بینم اگر نداره نمی بینم. اینکه ذهن کسی دائما درگیر این موضوع باشه فقط برام نشوندهنده علاقه شخصی اش است و به نظرم بهتره دلایل فلسفی و تاریخی و دینی و غیره براش پیدا نکنه. یک نفر آدم رو تا حدی می شناختیم و حالا یک عکس نیمه برهنه ازش هست. ممکنه کشش داشته باشین ببینینش ممکنه کشش نداشته باشین. چیش مهم یا عجیبه؟
مصطفی محمدی توی کامنت ها گفته:
حتی با فرض محال اینکه ما پسرهای ایرانی به هیچ فیلم یا عکس پورنو ای دسترسی نداریم (!) به این فکر کن که چند نفر پیدا میشن که اون همه بازیگر سکسی هالیوودی رو ول کنن و بیان با یه بازیگر ایرانی فانتزی کنن؟ بعد به این فکر کن که چند نفر از اونها میان از بین بازیگر های ایرانی گلشیفته فراهانی رو انتخاب کنن. البته واژه “سکسی” برای هرکسی یک معنی ای داره ولی فکر می کنم، کم نباشند آدم هایی که قبول داشته باشن که گلشیفته فراهانی گرچه خوشگله ولی آنچنان “سکسی” نیست.
یک طرفدار گلشیفته توی کامنت ها گفته:
من نه طرفدارش بودم و نه هیچ وقت فانتزیش رو داشتم ولی وقتی این کار رو کرد-حالا به هر دلیلی- خبرش رو دنبال کردم و به اشتراک گذاشتم. برام خیلی جذاب بود و از این کارش خیلی خوشم اومد. نه به خاطر اینکه لخت شد. به خاطر اینکه تابوشکنی کرد. به خاطر اینکه از این افکار احمقانه و تند ایرانی ها نترسید و نشون داد که بدنش برای خودشه.