اگر از سرویسهای گوگل مثل سرچ، جیمیل، چت، یوتیوب، نقشهها، اسناد و غیره و غیره استفاده کنین (کسی هست که نکنه؟) حتما دیدین که چند روزه دائما در گوشه و کنار صفحه و حین ورود به سرویسها به شما گفته میشه که توافقنامه خلونت شخصی گوگل و کاربرانش (پرایوسی پالیسی) در حال تغییر است و اگر شما میخواین بعد از تاریخ اول مارس (یک ماه دیگه) به استفاده از سرویسهای گوگل ادامه بدین، باید این توافقنامه رو قبول کنین.
این توافقنامه چه فرقی با قبلیها داره
واقعیت اینه که تقریبا فرق خاصی نکرده. توافقنامههای کاربری رو همه دیدیم. اون OK یا Agree سریعی که موقع نصب میزنیم بدون اینکه متن رو بخونیم. اینها یکسری حق به شرکت سازنده نرمافزار میدن و یکسری حق رو از کاربر میگیرن (مثلا حق شکایت به خاطر ضرر ناشی از استفاده از نرمافزار). این توافقنامهها بعضی اوقات بسیار بیمعنی و مسخره و انحصار طلبانه هستن (مثلا توافقنامه اخیر اپل که میگه اگر کسی کتابی رو با فلان ابزار اپل بنویسه فقط حق داره اونو از طریق کانالهای اپل بفروشه) و گاهی اوقات بسیار طولانی و غیرقابل خوندن.
حالا گوگل اومده توافقنامه مربوط به حفظ حریم شخصی سرویسهای متنوعی که داره رو خلاصه و فشرده و یکسان کرده. یعنی شما یک توافقنامه با گوگل امضا میکنین که بهتون اجازه میده از تمام سرویسهای گوگل که حدود شصت تا هستن استفاده کنین. اگر قبلا لازم بود مثلا برای شروع استفاده از یوتیوب، بخش مربوط به پرایوسی یا حموم حریم شخصی خاص یوتیوب رو بخونین و قبول کنین، حالا کافیه یکبار توافقنامه خلاصه و جمع و جور گوگل رو بخونین و بعد اجازه داشته باشین از تمام سرویسهای گوگل استفاده کنین. این مهمترین تفاوت است.
تفاوت بعدی اینه که گوگل صریحا اشاره کرده که اجازه داره استفاده شما از سرویسهای مختلف رو نگاه کنه و بر اساس اونها براتون تبلیغ مرتبط توی ابزارهای دیگه نشون بده یا سعی کنه بر اساس کارهاتون نتایج جستجو رو بهتر کنه. مثلا اگر شما دائما توی یوتیوب ویدئوهای آنباکس اپل رو نگاه کنین احتمالا پس از جستجو به دنبال Apple نتیجه متفاوتی نسبت به کسی میگیرین که توی جیمیل دائما مشغول ایمیل زدن در مورد گیاهخواری و رژیمهای مبتنی بر میوه است. مشخصه که نگاه کردن زیاد آنباکس اپل توی یوتیوب، احتمال نمایش یک تبلیغ در مورد مغازه مخصوص زامبیها در ایمیل شما رو هم بالا میبره.
این نگاه کردن به رفتار شما و نشون دادن تبلیغ مبتنی بر اون، مفهوم جدیدی توی گوگل نیست، اما حالا گوگل به شکل رسمی اونو به معاهدهاش اضافه کرده و گفته که سرویسهای مختلفی که ارائه میده با همدیگه این اطلاعات رو به اشتراک هم میذارن.

وا حقوق بشرا؟ وا خلوت شخصیا؟
نه. این جریان مشکلی با حقوق بشر نداره. گوگل یک شرکت خصوصی است که سرویسهایی رو به رایگان به شما میده و در مقابل دادن این سرویسها به شما، شما رو به عنوان یک کالا به یکی دیگه میفروشه (فراموش که نکردین؟ اگر در یک شرکت شما برای دریافت چیزی پول پرداخت نمیکنین معنی اش اینه که شما مشتری نیستین، شما کالا هستین؛ کالایی که یکی دیگه در حال پرداخت پول به خاطر اونه). من شخصا ترجیح میدم یک ایمیل چند گیگابایتی داشته باشم با کلی ویدئوی یوتیوب و یک سرچ عالی و غیره و غیره و در مقابل قبول میکنم که یکسری تبلیغ بهم نشون داده بشه و این برام میصرفه. مشخصه که اگر این برای شما نمیصرفه، میتونین سوییچ کنین به یک سرویس دهنده دیگه ولی از حالا بهتون میگم که بقیهای که شفافیت گوگل رو ندارین رو ندارن که حداقل دقیقا بگن مشغول چه کاری با اطلاعات شما هستن، از نظر من کمتر قابل اعتمادن و اونهایی که اعتماد بیشتری از گوگل بهشون دارم (مثلا داک داک گو یا رایزآپ) سرویسهایی که میدن در سطح کیفیای نیست که من بتونم بهشون سوییچ کنم.
بحث اینجاست که ما حق نداریم توی یک بازی شرکت کنیم و بعد بگیم لطفا قوانینش رو طوری بنویسین که ما دوست داریم. ما نمی تونیم بخشی از نظام سرمایه داری باشیم اما درخواست کنیم که لطفا با ما مهربون باشه. یا باید برای درست کردنش دست به عمل و تلاش بزنیم یا غر غر نکنیم. در مورد جریان اخیر سوپا دیدیم که آدم ها شروع کردن به رفتن از سرویس دهنده بزرگی مثل گوددی و باعث شدن این قانون عقب بکشه. اگر همه می موندن و فقط می گفتن که سوپا خیلی بده، الان قانون تصویب شده بود. در مورد گوگل هم همینه. اگر من با سیستم مشکل دارم نباید انتظار داشته باشم گوگل بیاد باهاش بجنگه. ما باید این رو درک کنیم که درخواست از فیسبوک که گوگل اطلاعات خصوصی ما رو نخونه، مسخره است.
پس چی بده؟ بالاخره یک چیزی باید بد باشه
بله. سرمایه داری بده که من رو کالا کرده. من بدم که باهاش همکاری می کنم و غیره و غیره. این شرایط شرایط قشنگی نیست ولی متاسفانه مثل خیلی از چیزهای دیگه دنیا، غیرجذاب اما واقعی است. من هم دوست داشتم یک سیستم بزرگ با کیفیت و کامل بود که قول می داد کارهای من رو نگاه نکنه ولی فعلا که نیست و من بین زیرنظر گوگل کار کردن و سوییچ کردن به یک سیستم کمتر پایدار دیگه ، زیر نظر گوگل بودن رو انتخاب کردم و از این تغییر جدید هم خوشحالم چون حداقل گوگل داره صریح و روشن می گه که اطلاعات من رو برای چه کاری می خواد: تبلیغ دقیق تر و درآوردن پول بیشتر و در نتیجه پیدا کردن مشتری بیشتر و در نتیجه دادن سرویس های بیشتر و تبدیل کردن آدم های بیشتر به کالاهای قابل فروشش و ادامه دادن این چرخه تا ناکجاآباد. این وسط در سطح خرد به من یک سری سرویس خوب می رسه و به گوگل پول و به مشتری های گوگل امکان فروش تبلیغ دقیق تر. در سیستم کلان من می شم یک کالا برای یک شرکت بزرگ به اسم گوگل که می تونه علایق من رو به شرکت های دیگه بفروشه. جذاب نیست ولی من توی این بازی زندگی می کنم و روش به هم زدنش، کمتر مصرف کردنه، انقلابه، کشف شیوه های جدید ارتباطیه و نه غر زدن و خواستن از شرکت ها که باهام مهربون باشن.
نتیجه گیری
اگر در حال حاضر از سرویسهای گوگل استفاده می کنین، این تغییرات در زندگی عادی شما تاثیری نداره. همه چیز مثل قبل است اما کمی تمیزتر و خلاصهتر و صریحتر. قبولشون کنین و به زندگی ادامه بدین. اگر هم در حال حاضر از سرویسهای گوگل استفاده نمی کنین؛ خلاصه توافقنامه ای که برای استفاده از تمام سرویسهای گوگل باید امضا کنین اینه: ما چندین سرویس داریم که شما با امضای این قرارداد میتونین از همهاش استفاده کنین و ما هم در مقابل دادن این سرویسها به شما، از یکسری آدم تبلیغ میگیریم و اونها رو به آدمهای مرتبط نشون می دیم و در عین حال سعی میکنیم نتایج جستجومون رو دائما برای شما تنظیم و تنظیمتر کنیم تا شما راحتتر به چیزی که میخواین برسین و باعث بشه بیشتر و بیشتر از ما استفاده کنین.
منبع اصلی
این مطلب کامنت های خوبی داره. اگر علاقه به ادامه بحث دارین، حتما کامنت ها رو دنبال کنید
- January 31st, 2012
- Posted in روزنوشت
- Tagged اقتصاد, اپل, اینترنت, جهان, جهان بهتر, حقوق بشر, خبر, سرمایه داری, قانون, وب۲, گوگل
- 14 Comments

چپگراهای مجلس لهستان در اعتراض به تصویب قانون اکتا (ACTA) با ماسک کاغذی انانیموس / ناشناس در مجلس حاضر شدن.
منبع
افسانه ۱: امن تر است اگر از دو کاندوم استفاده کنیم
واقعیت: اینطور نیست. کاندوم ها ساخته شده اند تا کار خاصی را انجام دهند و اگر استفاده از دو کاندوم همزمان بهتر بود، آن را دو لایه می ساختند. استفاده از دو کاندوم همزمان احتمال پاره شدن یا بیرون آمدن آن را بیشتر می کند.
افسانه ۲: کاندوم ها به راحتی پاره می شوند
واقعیت: اینطور نیست. اگر کاندوم را درست بپوشید، سر آن را قبل از پوشیدن فشار دهید که هوای اضافی در آن نماند، ناخن ها، جواهرات، دندان و چیزهای تیز دیگر را به سطح آن نکشید احتمال پاره شدن آن بسیار کم است. برای اطلاعات بیشتر شیوه درست استفاده را به شکل ویدئویی یا تصویری مشاهده کنید.
افسانه ۳: باید از لیزکنندههای دیگر استفاده کنید.
واقعیت: تقریبا در تمام موارد خود کاندومها حاوی لیز کننده هستند. اگر فضا در سکس معمول خشک است، بازی را بیشتر کنید. خشکی یعنی یک جای کار ایراد دارد. به هیچ وجه از وازلین و دیگر چرب کنندهها روی کاندوم استفاده نکنید چون آن را شکننده میکنند.
افسانه ۴: کاندوم لذت را کم میکند
واقعیت: این موضوع معمولا درست نیست. اگر هم باشد باید به این فکر کنید که هدفتان چیست: حداکثر لذت یا سالم بودن یا پیشگیری. در ضمن کاندوم معمولا باعث کمی تاخیر در ارگاسم مردان هم میشوند که هر دو باید از این موضوع خوشحال باشید.
افسانه ۵: اگر روی استفاده از کاندوم تاکید داشته باشم، شانس کمتری برای رابطه دارم
واقعیت: اگر روی استفاده از کاندوم اصرار کنید، یعنی برای سلامت و شادی طولانی مدت خود و نفر دیگر اهمیت بیشتری قایل هستید. استفاده از کاندوم مساوی است با آرامش خاطر و اگر کسی آرامش خاطر را نخواهد، شریک جنسی / زندگی خوبی نیست.
افسانه ۶: سکس دهانی نیاز به کاندوم ندارد
واقعیت: انتخاب با شما است اما سکس دهانی میتواند باعث انتقال تبخال، سوزاک و چند بیماری دیگر بشود. لثههای بیمار احتمال انتقال ایدز را هم به همراه دارند. کماکان انتخاب با شما است که تا چه حد حاضر به ریسک هستید.
افسانه ۷: کاندوم خریدن ضایع/سخت/پرهزینه است.
واقعیت: در ایران خرید کاندوم بسیار راحت است. اگر با گفتن این کلمه مشکل دارید چندبار در تنهایی تمرین کنید. اگر هم می خواهید راحت تر باشید به فروشگاه های بزرگ مثل شهروند و غیره بروید و از بخش بهداشتی هر چند تا کاندوم که می خواهید را بردارید و در سبد خرید بیاندازید و با یک حالت پوکر فیس بیخیال سراغ صندوقدار بروید و بگذارید خودش همه چیز را حساب کند و قیمت نهایی را به شما بگوید. کاندوم در ایران نسبتا ارزان هم هست.
افسانه ۸: من به کاندوم نیازی ندارم چون فقط با آدم ها خوب رابطه دارم
واقعیت: اولا که بیماری فرق دقیقی بین آدم هی خوب و بد نمی گذارد و الزاما هم از راه های جنسی منتقل نمیشود. طرف مقابل شما ممکن است از انواع روشهای به یک بیماری قابل انتقال توسط رابطه جنسی مبتلا باشد. اوه! در ضمن کاندوم علاوه بر پیشگیری از بیماری برای جلوگیری از بچه دار شدن هم بهترین روش است و حداقل از نظر من، بدترین چیز دنیا بچه ناخواسته است!
اما! نکته مهمتر این است که کاندوم حتی چیزی بیشتر از پیشگیری از بچه و بیماری است. کاندوم فان است (: میتواند در شب بدرخشد، میتواند ارگاسم را عقب بیاندازد، میتواند تحریک را بیشتر کند و غیره و غیره (:
افسانه آخر: یک کاندوم خریدم و درست استفاده کردم! حالا امنم!
واقعیت: متاسفانه در ایران انواع و اقسام کاندوم وجود دارد. اگر واقعا میخواهید چیز قابل اطمینانی بخرید روی بسته به دنبال علامت کایت (
) یا European CE (
) برای اطمینان از کیفیت باشید. در ضمن فراموش نکنید که کاندوم ها تاریخ مصرف دارند و اگر قرار است بیست و چهار ساعته آن را در کیف پولتان بگذارید تا شاید روزی خوش شانس شوید، بهتر است هر یکی دو ماه یکبار آن را عوض کنید چون احتمالا خیلی زودتر از تاریخ مصرف واقعی، خراب می شود.
منبع اصلی ولی ترجمه با دخل و تصرف
نقطه اشتراک سوریه، ترکمنستان، کره شمالی و اریتره اینه که در گزارش امسال وضعیت آزادی بیان در جهان، از بین ۱۷۹ کشور کره زمین، تنها چهار کشوری هستن که از ایران پایین تر هستن. به عبارت دیگه چیزی که این چهار اسم رو به هم پیوند می ده اینه که تنها کشورهای جهان هستن که توشون آزادی بیان بیشتر از ایران تحت فشار است.

خب معرفی زیاد که نمی خواد. با یک دامین عالی به اسم iCoff.ee یک سایت عالی راه افتاده در مورد قهوه. در مورد خودش می گه :
«نوشیدن قهوهی خوب حق طبیعی هر انسانی است»
آیکافی تلاشیست برای بازتعریف رویکرد جامعه فارسیزبان به قهوه.
ارائه تعاریف در حوزه قهوه و قهوهجات٬ آداب قهوهنوشی در بین ملل مختلف٬ روشهای تهیه انواع قهوه٬ اخبار اقتصادی قهوه٬ معرفی ادوات رست کردن٬ آسیاب و دم کردن قهوه٬ مباحث مرتبط با تاثیرات نوشیدن قهوه بر سلامت بدن٬ نقد و معرفی کافیشاپها در شهرهای مختلف و بسیاری موضوعات دیگر با محوریت قهوه جزو مطالب ارائه شده در این سایت است.
«قهوه و ادبیات» از دیگر دستههای آیکافیست که در آن به اشعار و داستانهایی که به نوعی با قهوه مرتبط هستند پرداخته شده است.
در بخش دیگری از سایت آیکافی از خوانندگان دعوت شده تا با نوشتن از آداب قهوهنوشی شهر و کشوری که در آن زندگی میکنند و کنکاش در ترجیحات مردم آن منطقه در تهیه قهوه٬ در تولید محتوای سایت سهیم شوند.
گردانندگان سایت درباره اهداف راهاندازی این پایگاه اینترنتی میگوید: «قهوه در فرهنگ عمومی ایرانیان همیشه در سایه رقیب سنتی خود٬ یعنی چای قرار داشته. همین باعث شده چنان که شایسته است٬ در فضای اینترنت فارسی به آن پرداخته نشود. در آیکافی تلاش خواهیم کرد مطالب خواندنی برای علاقمندان به قهوه٬ کافیشاپداران٬ تجار قهوه و دستاندرکاران این صنعت ارائه دهیم.»
من معمولا توی معرفی سایت های جدید سخت می گیرم چون سایتهای زیادی راه میافتن اما معمولا کارشون خیلی ادامه دار نمیشه. حالا که مدتی از عمر آی کافی می گذره، دیدم خوبه معرفی کنم… بخصوص که موضوع قهوه هم برام بسیار جذابه.
انتقاد؟ وقتی مطلبی از کسی نقل می کنه بهتره لینک رو بالا بذاره یا توی متن بگه که این متن رو از فلان جا برداشتیم تا خواننده از اول بدونه که با مطلبی از یک سایت دیگه طرفه.

عکس ساده است: برنامه تحت ویندوز کنترل کننده یک تابلوی تبلیغاتی در شبی مه آلود کرش کرده / اودسای اوکراین
منبع و چهار عکس دیگر

برای اولین بار طی چند دهه، فروش کاندوم در لهستان کاهش یافته. بین نوامبر ۲۰۱۰ تا اکتبر ۲۰۱۱، لهستانیها تقریبا ده درصد کاندوم کمتری از مدت زمان مشابه در سال قبل خریدهاند.
کارشناسان در این مورد به سه دسته تقسیم شدهاند. بعضیها بحثهای جمعیتشناختی را دلیل اصلی این امر میدانند، بعضیها کم شدن کمپینهای سلامت جنسی را و دسته آخر هم معتقد هستند که تغییر شکل رفتارهای جنسی، دلیل اصلی این امر است.
پروفسور ژبنژیو ایزبسکی جزو گروه اول است. او میگوید «جوانها یکی از مصرف کنندگان بزرگ کاندوم هستند و با توجه به کم شدن جمعیت جوان کشور، کم شدن میزان مصرف کاندوم غیرطبیعی نیست».
او همچنین اضافه میکند که کم شدن استفاده میتواند مربوط به توقف کمپینهای بزرگ ضد ایدز باشد که چند سالی است مانند گذشته به مردم هشدار نمیدهند که کاندوم بهترین راه جلوگیری از بیماری ایدز و مجموعه بزرگ دیگری از بیماریهای مقاربتی است.
محقق دیگری به نام پیوتر نواچکی با اشاره به اینکه فروش در کیوسکهای خودکار و داروخانه پایین آمده اما در سوپرمارکتها و داروخانهها بالا رفته میگوید که «مشتریها بیشتر و بیشتر به دنبال کاندومهای گرانقیمت هستند». یک تئوری کاملا متفاوت در مورد پایین آمدن فروش کاندوم را پروفسور زبنیو لوستاروسچ – سکسولوژیست – مطرح میکند. او میگوید «لهستانیها بیشتر و بیشتر در حال رفتن به سراغ شکلهای جدیدی از سکس هستند که بر خلاف شیوههای سنتی، نیازی به استفاده از کاندوم ندارند».
یک نفری از یک حکومت بسته رفته توی یک کشور آزاد و به هر دلیلی تصمیم گرفته عکس های نیمه لخت بگیره. خب؟ من باید مخالف باشم؟ من باید موافق باشم؟ من اصلا باید نظر داشته باشم؟ راستش وقتی گلشیفته ایران بود و اجبارا حجاب سرش می کرد من هیچ وقت فانتزی لخت دیدنش رو نداشتم که الان هیجان زده بشم. اینکه گلشیفته با من توی یک مرز قراردادی جغرافیایی متولد شده هم باعث نمی شه حس کنم بدن لختش یک چیز خیلی متفاوتی از بقیه بدن ها است. در ضمن اگر فقط بحث تولد در این محدوده قردادی جغرافیایی جریان رو هیجان انگیز می کنه خب نمونه های لخت تری هم هستن (مثلا آیلار دیانتی یا نیلوفر نشاط) که همینجا متولد شدن و کماکان برای من هیجان خاصی ندارن.
راستش اگر کسی اینقدر هیجان زده برهنگی یک نفر دیگه است تنها برداشت من علاقه شخصیاش به این جریانه. مثلا وقتی طرف رو با لباس می دیده فکرهایی بیشتر از فیلم و هنرپیشگی طرف داشته و حالا که می شنوه طرف به هر دلیلی که هست، برهنه شده هیجان غیرطبیعی نشون می ده (چه در موافقت چه در مخالفت). قبوله که یک بخش هم فضولی عمومی است ولی به نظرم علاقه شخصی خیلی مهمتره. موافق و مخالف هم فرق خاصی ندارن در این مورد به نظرم. مخالف ها هم اگر نگران تولد طرف در ایران هستن (چه ربطی؟!) باید مخالفت بیشتری داشته باشن با پورن استارهای ایرانی و بحث تجاوز در ایران و انواع بیماری های جنسی رایج. اگر کسی واقعا می خواد غیرت نشون بده یا بحث اخلاق رو مطرح کنه و رگ گردنش بزنه بیرون و اینها حق نداره جلوی تجاوز گروهی و وضعیت زندان ها و بازداشتگاه ها و انواع و اقسام انحرافهای رایج های جنسی اینطرف و کشته شدن زن ها توی خیابون و … ساکت باشه بعد سر اینکه یک نفر آزادانه تصمیم گرفته لخت عکس بگیره اینقدر هیجان نشون بده.
خلاصه می کنم… یک آدمی یک جایی به یک دلیلی می خواسته عکس لخت بگیره. اگر برای من دیدنش هیجان داره می بینم اگر نداره نمی بینم. اینکه ذهن کسی دائما درگیر این موضوع باشه فقط برام نشوندهنده علاقه شخصی اش است و به نظرم بهتره دلایل فلسفی و تاریخی و دینی و غیره براش پیدا نکنه. یک نفر آدم رو تا حدی می شناختیم و حالا یک عکس نیمه برهنه ازش هست. ممکنه کشش داشته باشین ببینینش ممکنه کشش نداشته باشین. چیش مهم یا عجیبه؟
مصطفی محمدی توی کامنت ها گفته:
حتی با فرض محال اینکه ما پسرهای ایرانی به هیچ فیلم یا عکس پورنو ای دسترسی نداریم (!) به این فکر کن که چند نفر پیدا میشن که اون همه بازیگر سکسی هالیوودی رو ول کنن و بیان با یه بازیگر ایرانی فانتزی کنن؟ بعد به این فکر کن که چند نفر از اونها میان از بین بازیگر های ایرانی گلشیفته فراهانی رو انتخاب کنن. البته واژه “سکسی” برای هرکسی یک معنی ای داره ولی فکر می کنم، کم نباشند آدم هایی که قبول داشته باشن که گلشیفته فراهانی گرچه خوشگله ولی آنچنان “سکسی” نیست.
یک طرفدار گلشیفته توی کامنت ها گفته:
من نه طرفدارش بودم و نه هیچ وقت فانتزیش رو داشتم ولی وقتی این کار رو کرد-حالا به هر دلیلی- خبرش رو دنبال کردم و به اشتراک گذاشتم. برام خیلی جذاب بود و از این کارش خیلی خوشم اومد. نه به خاطر اینکه لخت شد. به خاطر اینکه تابوشکنی کرد. به خاطر اینکه از این افکار احمقانه و تند ایرانی ها نترسید و نشون داد که بدنش برای خودشه.
همچنین چاپ شده در روزنامه روزگار ۲۸ دی ۱۳۹۰
هفته گذشته یکی از فعالیترین هفتهها برای هر کسی بود که سعی میکرد اخبار دنیای دیجیتال را دنبال کند. از یکطرف بزرگترین نمایشگاه ابزارآلات تکنولوژیک در جریان بود و از یک طرف لایحه دولت آمریکا برای حذف سایتهای نقض کننده کپی رایت از فضای مجازی و در نهایت هم وضعیت اسف بار اینترنت در ایران.
نمایشگاه پر زرق و برق گجتها در لاس وگاس امسال به نام سی.ای.اس. یک ویژگی خاص داشت؛ دلزدگی خبرنگاران و شرکت کنندگان از تکنولوژی. خیلی از خبرنگاران از این گفتند که قدم زدن در سالنهایی انباشه از میلیونها دلار تلویزیون سه بعدی که کسی علاقهای به خریدن آنها ندارد و دیدن رقابت تولید کنندهها برای ساختن بلندگوهایی که برای اتصال به پخش کننده نیازی به سیم ندارند و لپتاپهای جدیدی که برای جو سازی در بازار اسم اولترابوک روی آنها گذاشته شده در حالی که به سنت هر ساله، فقط کمی سبکتر و کوچکتر هستند فقط و فقط خسته کننده است. اکثر آدمها هیجان عجیبی برای این نداشتند که ببینند قرار است امسال چطور خوشبخت شوند و شنیدن حرف مدیران شرکتها که قول میدادند تا پایان امسال از فلان محصولشان یک میلیون خواهند فروخت حداقل امسال و در فضای پر التهاب سیاسی و رخوت آلود اقتصادی آمریکا و اروپا برای کسی هیجان خاصی نداشت.
این تلاش تولیدکنندهها برای ایجاد هیجان از طریق کالاهای جدیدی که تا دو سال قبل کسی نیازی به آنها احساس نمیکرد، همزمان شده است با تصویب قانونی به اسم سوپا در آمریکا. این قانون با لابی موسسات بزرگ پخش فیلم و موسیقی به کنگره رفته و در صورت تصویب، به دولت اجازه خواهد داد تا سایتهایی که قوانین کپی رایت را نقض میکنند یا به این سایتها لینک میدهند را از اینترنت حذف کنند. برای توضیح فنی این اشتباه، ۸۳ نفر از کسانی که پایههای اینترنت را طراحی و اجرا کردهاند نامهای به کنگره نوشتهاند و تذکر دادهاند که این قانون در صورت تصویب نه فقط ضربه بزرگی به حقوق بشر بلکه در تناقض با مفهوم اینترنت و از آن بالاتر، از نظر فنی غیرقابل اجرا خواهد بود. علاوه بر این مردم آمریکا مشغول نوشتن نامه به مجلسنشینانشان برای متوقف کردن این قانون هستند و امروز هم قرار است سایتهای بسیار بزرگی مثل ویکیپدیا، بوئینگ بوئینگ و ردیت برای جلب کردن توجه عمومی به این جریان، صفحههای خود را سیاه کنند.
و ما همه این اخبار را با اینترنتی دنبال میکنیم که تقریبا در ایران وجود ندارد. کماکان یک جستجوی ساده در گوگل گاهی غیرممکن میشود و استفاده از سایتهای مطرح دنیا تقریبا به تصوری محال تبدیل شده و ما هنوز با لبخند منتظر نشستهایم تا شاید وقتی کسی جایی احساس کند خوب است توضیح بدهد که آیا قرار است وضع اینطور بماند، قرار است بدتر بشود یا شاید هم این احتمال را مطرح کند که ممکن است لنگر کشتی پایش را از روی کابل زیردریایی بردارد.
- January 18th, 2012
- Posted in مقاله
- Tagged ایران, اینترنت, اینترنت ملی, تکنولوژی, خارج, خبر, سانسور, سرمایه داری, سرکوب دیجیتال, چاپ شده
- No Comments

بیل گیتس رو همه میشناسیم. قبل از اینکه استیو جابز مد بشه، همه دوست داشتن بیل گیتس بشن و حتی راستش رو بخواین خود من هم در چهارده پونزده سالگی عاشق این بود که روزی بیل گیتس بشم.
بیل گیتس هم فنی بود هم بیزنس من حرفهای (بر خلاف جابز که یک گیک فنی نبود). بیل گیتس از اول کامپیوتری بود و از فرصتها بهترین استفاده رو کرد تا سیستم عاملش رو جهانی کنه. جالبه بدونیم که بیل گیتس و جابز همزمان جنگ سیستم عامل مایکروسافت و اپل رو شروع کردن و در مدت خیلی کوتاهی مایکروسافت کاملا اپل رو شکست داد و سلطان بلامنازع سیستمهای عامل شد و اپل سالها بعد تونست درصد کوچیکی از بازار رو مال خودش کنه.
اما اینها رو نگفتم که بحث فنی کرده باشم… ما باید به بیل گیتس احترام بذاریم به خاطر شجاعتش در مبارزه با مشکلات جهان و تعهدش برای برگردوندن بخشی از ثروت عظیمی که اندوخته برای بنیادهای انسان دوستانه. من طرفدار خیریه نیستم، من فکر نمی کنم اگر یک مولتی میلیاردر با یک شرکت مسلط بر کل جهان که کامپیوترها دو کشور رقیب آمریکا و چین رو بوت میکنه بخشی از پولش رو صرف فعالیتهای بهداشتی در جهان کنه یعنی جهان جای خوبیه و من فکر نمی کنم اگر بیل گیتس آدم خوبیه یعنی سیستم عاملش چیز خوبیه. من اصلا معتقد نیستم دعوت بیل گیتس از میلیاردهای جهان که بیان و نیمی از ثروتشون رو صرف کارهای مفید برای جامعه بکنن (مشهور به پروژه ضمانت زندگی) تغییر بنیادی در سرمایه داری ایجاد می کنه و غیر و غیره اما به هرحال من عمیقا به هر کسی که در اوج قدرت (یا ثروت) جرات کنه از قدرت چشم بپوشه و بقیه زندگی اش رو به جای تلاش برای حفظ قدرت بیشتر یا زیاد کردن ثروت صرف خرج کردن اون قدرت و ثروت برای جامعه بکنه، احترام قائلم. این جریان هم هیچ محدود سیاسی / اجتماعی / اقتصادی برام نداره. از اینکه کسی حاضر می شه قدرت رو ببوسه بذار کنار و حرف حق رو بزنه و خونه نشین بشه برام احترام برانگیزه تا کسی مثل بیل گیتس که بنا به محاسبات از سال ۲۰۰۷ تا به حال بیشتر از ۲۸ میلیارد دلار از پولش رو صرف مبارزه و ریشه کنی مالاریا و فلج اطفال در جهان کرده و این یعنی مصرف کردن بیش از ۴۸٪ کل ثروتی که از جامعه گرفته به نفع خود جامعه.
شاید به سیستم عاملش ایرادهای فنی خیلی زیادی وارد باشه ولی این آدم برای من عمیقا قابل احترامه: یک گیک، یک مدیر عالی، یک بیزنس من، پایه گذار یکی از بهترین محیط های کار برنامه نویسی و یک انسان شریف.
منبع اصلی و اینفوگراف کامل